پس از گام دوم...
منوچهر یزدی
8 اسفند 1397

در پی زور آزمایی های آشکار و پنهان جناح های سیاسی و اقتصادی، ظریف وزیر خارجه دولت روحانی که در کمال سخاوتمندی به او لقب امیرکبیر نظام داده بودند در یک شب سرد زمستانی به رگ زنی پرداخت و ظاهراً خود را از غائله حمام فینی که برایش ساخته بودند نجات داد.

استعفای ظریف تازگی ندارد. او قبلاً بارها به کناره گیری از فضای بحرانی سیاست خارجی کشور دست زده بود. گرچه ممکن است رئیس جمهور با کناره گیری تک خال کابینه اش موافقت نکند ولی به نظر می رسد دیر یا زود نه تنها ظریف که باید دولتمردان دیگری از صحنه خارج شوند.

بیانیه گام دوم انقلاب، پیامی در بر داشت که از نظر ها دور ماند. تأکید بر راه رفته و پافشاری بر اصول انقلاب اسلامی هشداری بود برای آن دسته از دولتمردانی که به تعامل و مدارا با کشورهای جهان دل بسته بودند و نیز تذکری به دولت روحانی که در نگهداری برجام اصرار می ورزید.

نمایش حضور سردار سلیمانی در دیدار بشار اسد با مقام رهبری به جای وزیر خارجه در ادامه همان پیامی است که مؤید تک صدایی مطلق در کانون تصمیم گیری و عبور از دیپلماسی وزارت خارجه می باشد. بنابراین دولت باید در حد و اندازه یک کارپرداز به اقدامات جاری مردم و پرداخت حقوق و دریافت مالیات اقدام کند و نه بیشتر.

در پروژه گام دوم فاصله بین حاکمیت و دولت به حداقل خواهد رسید و قدرت حکومت انقلابی اسلامی بر همه ارکان نظام و نهادها و سازمان های دولتی و غیر دولتی و نیروهای نظامی و انتظامی و مطبوعات سایه خواهد افکند و در نهایت به کشمکش های درون نظام که به افشای دردسرساز مفاسد اقتصادی و اجتماعی و سیاسی انجامید پایان خواهد داد.

در گام دوم تنها ظریف نیست که از میدان رانده شد بلکه باید منتظر استعفاها و برکناری ها و احتمالاً حبس و تعزیرهای بیشتر باشیم زیرا بازگشت به آغاز انقلاب، طرفداران جدی دارد که با دلواپسی بسیار نگران افزایش مطالبات مردم هستند و چون ابزار لازم برای رفع مشکلات نداشته و ندارند به سوی انسداد سیاسی و تحریم آزادی و تحکم حاکمیتی و افزایش قدرت رهبری گام برخواهند داشت.

روحانی رئیس جمهور که در بازی های سیاسی حضور مستمر داشته و هرگز از مرکز قدرت جدا نبوده با آشنایی به حرکت جدید و درک شرایط موجود به آغوش حاکمیت غلطید تا از آسیب های تغییر در امان باشد. در حقیقت روحانی قبل از ظریف از دولت استعفا داده و به بدنه قدرت آویخته بود. همصدایی روحانی با کانون قدرت و همسویی او با رجزخوانی های نظامی امر پنهانی نبوده و نیست.

اینک در پی گام دوم باید منتظر تغییرات اساسی باشیم. تغییراتی که کفه ترازوی قدرت حاکمیت را سنگین تر و فاصله با مردم را بیشتر و رویدادهای ناشی از آن را شگفت آورتر خواهد کرد. به زبانی ساده تر آنکه کشور با تحریم دوگانه از سوی داخل و خارج مواجه خواهد شد. تحریم آزادی از درون و تحریم اقتصادی از برون. در یک روال تعریف شده باید گام سوم را مردم بردارند؛ همان مردمی که کف خیابان ها بی پاسخ مانده اند؛ غارت شدگان بی پناه که از صداقتشان سوء استفاده شده؛ کارگرانی که به سفره یشان دستبرد شده؛ بازنشستگانی که دوران خدمتشان را باخته اند؛ کشاورزانی که به حاشیه شهرها رانده شده اند؛ تحصیلکردگانی که به صفوف بیکاران پیوسته اند؛ راهیان دیار غربت که قصد جلای وطن دارند؛ مردان و زنانی که پای صندوق های رأی امیدشان را باخته اند؛ زنانی که حرمتشان را با ادبیات قرون وسطایی تعریف کرده اند؛ مردمی که هویتشان را به مسلخ برده اند؛ هنرمندانی که به اسارت بی هنران در آمده اند؛ و بالاخره مردمی که به صداقتشان و به ایثارشان خیانت شده است.

مردم در چهل سال گذشته درس های بسیار آموخته و فولادی آبدیده شده اند. دیگر با روش های کهنه و ابزار پوسیده و ترفندهای آلوده به فساد نمی توان با آنان سخن گفت زیرا حکومت اسلامی چهل سال فرصت داشت تا مدینه فاضله اش را بسازد اما شوربختانه اینک یک مدینه فاسده روی دست ملت باد کرده است و در نهایت آنچه که می تواند کارساز باشد و ملت ایران را از ورود به یک جنگ خانمانسوز برهاند استعفای حاکمیت و انتقال قدرت به مردم است.

 

 
فرستادن دیدگاه
نام :
ایمیل :
دیدگاه :
 
دیدگاه کاربران :
تاکنون هیچ نظری برای این مطلب ثبت نشده است !
    
 
صفحه اصلی  بازگشت
 
تاریخ آخرین بروزرسانی : دوشنبه 13 فروردين 1403